ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
103
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
130 / آوريل 748 « 1 » در معرض حمله سپاهيان ابو مسلم قرار گيرد و كشته شود ، اتحادهايى نيمبند برقرار كند . حاميانش در ميان ثعالبيان كه به شيبانيه معروف بودند همچنان او را تكريم همىكرده مىگفتند كه پيش از مرگ از كارهاى خلاف خود توبه كرده است . آنها كه رهبرشان عطيه جوزجانى بود بيشتر در سرزمينهاى جوزجان نساء و ابيورد پراگندهوار مىزيستند « 2 » . مخالفان آنها كه زياديه نام داشتند مىگفتند كه خطاى او در جانبدارى از ابو مسلم به كشتار مسلمانان و گرفتن دارايىهاى ايشان انجاميده و در چنين اوضاع و احوالى بىقصاص و جبران خسارت خواسته ايشان و بخشودن وارثان كشتهشدگان توبه پذيرفتنى نيست . بنابراين آنان از شيبان و ياورانش كناره گرفتند . يادداشتهايى اندك كه مؤلفان كتابهاى فرق درباره فرقههاى جدا شده از ثعالبيان فراهم كردهاند نشان مىدهد كه آنها توانستند جامعههايى مستقل را سازمان داده و در ميان خودشان زكات و صدقهها را تحصيل و توزيع كنند . فرقه اخنسيه كه پيروان اخنس پسر قيس بودند . روح مبارزهجويى خارجى را تا اندازهاى زياد تعديل كردند و بدينسان ارتباط با ديگر مسلمانان را آسان كردند . اينان با هيچ مسلمانى يار يا از او جدا نمىشدند مگر اينكه ايمان يا بىايمانى او را به طور قطع دريابند . كشتار پنهانى مسلمانان يا دزدى دارايى آنها را تحريم كرده معتقد بودند كه با هيچ مسلمانى پيش از آنكه به پذيرش كيش خارجى دعوت شود نبايد جنگيد مگر آنكه مخالفت با بنيادهاى عقيدههاى خارجيان به ويژه معلوم باشد . به زنانشان نيز اجازه
--> ( 1 ) . مشروحترين گزارش از رابطههاى شيبان با ابو مسلم و نصر پسر سيار در كتاب اخبار الدولة العباسية ، به كوشش ع . الدورى و ع . المطلبى صص 281 - 322 آمده است . نيز نگ طبرى . دوم صص 1989 - 1997 خليفه صص 388 - 390 . ( 2 ) . بغدادى ، الملل و النحل به كوشش ا . ن . نادر ص 74 تورخان به گونه جوزجان خوانده مىشود . در گزارش شهرستانى ( ص 99 ) نام اين شهرها به ظاهر به گونه مغلوط جرجان ، نساء و ارمنستان ( ارمنيه ) آمده و رهبر ايشان هم عطيه جرجانى ذكر شده است . [ البغدادى مؤلف چنين كتابى بوده كه اخيرا به طبع رسيده است : دكتر فرهاد دفترى ]